الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
28
تفسير مجمع البيان (فارسى)
يعنى : نميدانم هر گاه زمينى را قصد كنم كه خيرى بدست آورم و از شرى رها گردم ، كداميك از خير و شر به من مىرسند ؟ در اينجا « شر » را حذف كرده است . وَ سَرابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ : و براى شما جامههايى آهنين - يعنى زرهها - قرار داد تا شما را از ضرب تير و تيغ و نيزهء دشمن حفظ كند . كَذلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ : اينطور خداوند نعمتهاى دنيا را بر شما تمام مىكند ، شايد بدانيد - اى اهل مكه - كه جز خدا كسى بر اينكارها قادر نيست و او را بيكتايى بپرستيد و پيامبرش را تصديق كنيد . فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ الْمُبِينُ : در اينجا به منظور آسايش خاطر پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد : اگر آنها اعراض كنند و ايمان نياورند و در بارهء نعمتهاى ما نينديشند و عبرت نگيرند ، بر تو ملامتى نيست ، زيرا تو وظيفهاى جز ابلاغ ندارى و اين وظيفه را به خوبى انجام دادهاى . « بلاغ » اسم مصدر و « تبليغ » مصدر است . مثل « كلام » و « تكليم » . اكنون در بارهء كفار مىفرمايد : يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها : آنها نعمتهاى خدا را مىشناسند ، زيرا مىدانند كه آنها را خدا آفريده و عقلشان را خدا كامل كرده و انواع منافع را در دسترس آنها قرار داده است . مع الوصف ، نعمتها را به بتها نسبت مىدهند و از نسبت دادن آنها به خداوند خوددارى مىكنند . آنها شكر بتها مىكنند و مىگويند : از شفاعت بتهاست كه اين نعمتها نصيب و روزى ما شده است و بتها را شريك خدا مىپندارند . سدى گويد : يعنى آنها محمد ( ص ) را مىشناسند و او را تكذيب و انكار مىكنند . وَ أَكْثَرُهُمُ الْكافِرُونَ : بيشتر آنها كافرند . علت اينكه همهء آنها را كافر نميداند ، اين است كه گروهى از آنان ، هنوز به حد تكليف نرسيدهاند يا كم خرد هستند يا دعوت پيامبر بگوششان نرسيده است ، بنا بر اين چنين افرادى را نميتوان كافر خواند . برخى گويند : علت اينكه بيشتر آنها را كافر خوانده ، اين است كه در ميان آنها كسانى هستند كه خداوند علم دارد كه ايمان خواهند آورد ، از اينرو آنان را جدا مىكند . جبائى گويد : اين كلمه خاص و مراد از آن عام است . حسن نيز قريب به همين